۱۳۸۷ اسفند ۲۱, چهارشنبه

منابع و مآخذ

· احمدی گیوی، دکتر حسن، دکتر اسماعیل حاکمی و دیگران؛ زبان و نگارش فارسی، سمت، تهران 1383.
· آصف زاده، دکتر سعید؛ گزارش دهی در سازمانهای بهداشتی و درمانی، بحرالعلوم، تهران 1381.
· امینی، سید کاظم؛ آیین نگارش مکاتبات اداری، مرکز آموزش مدیریت دولتی، چ 13، تهران 1380.
· امینی؛ سید کاظم، خلاصهسازی مکاتبات و نوشتههای اداری، مرکز آموزش مدیریت دولتی، تهران 1378.
· حری، عباس؛ آیین گزارشنویسی، تهران، 1371.
· ماحوزی، دکتر مهدی؛ گزارشنویسی؛ نگارش، ویرایش و پژوهش. زوار، تهران 1383، چ یازدهم.

فصل هفتم: شیوههای تحقیق و پژوهش

هر گزارشگری برای تهیه مواد خام گزارش خود، نیازمند گردآوری اطلاعات است. پژوهشگر به آشنایی با شیوههای پژوهش، راههای دستیابی به مراجع و ماخذ گوناگون و نحوه‌ی استفاده از آن مراجع و ماخذ نیازمند است. این اطلاعات از راه‎های گوناگون بدست می‌آید. مهمترین راههای گردآوری اطلاعات عبارت است از:
1- تحقیق مشاهده‌ای؛
2- تحقیق عمومی؛
3- تحقیق کتابخانه‌ای یا استفاده از منابع نوشتاری اعم از کتاب یا نوشتههای اینترنت.

I. روش تحقیق مشاهده
در این نوع تحقیق، پژوهشگر مراکز و موارد تحقیق را حضوراً مورد بررسی و مشاهده قرار می‌دهد. در این مورد، پژوهشگر ممکن است بازرس و حسابرس باشد که به اقتضای ماموریت از اداره‎ای یا موسسه‌ای بازدید یا بازرسی به عمل می‌آورد. از مهمترین نکاتی که در شیوه‌ی مشاهده باید مورد توجه قرار گیرد موارد زیر را می‌توان نام برد:
الف) تمام مشاهدات به طور دقیق ثبت شود؛
ب) کار مشاهده تا حد ممکن گروهی باشد نه فردی.
II. روش تحقیق عمومی
این نوع تحقیق به دو طریق مصاحبه و پرسشنامه انجام می‌گیرد:
الف) مصاحبه: در مصاحبه، نکاتی را می‌توان به دست آورد که از طریق کتابخانه و مطالعه به دست نمی‎آید؛ زیرا ضمن مصاحبه، مطالبی غیر از آنچه ما می‌دانیم و می‌خواهیم بحث کنیم پیش می‌آید که گاهی بسیار مفید است.
نکاتی که در مصاحبه باید رعایت کرد:
1. قبلا از مصاحبه شونده وقت ملاقات بگیریم؛
2. علت مصاحبه را برای او بیان کنیم؛
3. نشانی و شماره تلفن به او بدهیم تا در صورت لزوم و داشتن قصد تغییر وقت مصاحبه، بتواند با ما تماس بگیرد؛
4. درست در ساعت مقرر برای مصاحبه حاضر شویم؛
5. سوالها را مشخص کرده و نوشته باشیم؛
6. اصرار در گرفتن پاسخ پرسش نکنیم؛
7. از نظر وقت، رعایت حال مصاحبه شونده را بکنیم؛
8. به آداب اجتماعی و شخصیت او توجه کنیم و شرط ادب را رعایت نماییم؛
9. در صورت کمی وقت و بسیاری پرسشها تقاضای تجدید وقت کنیم؛
10. مطالب را متضاد و غلو آمیز یادداشت نکنیم؛
11. گفتههای او را در گزارش خود به میل و سلیقه‌ی خویش تفسیر نکنیم و در بند آوردن نکات جنجالی نباشیم؛
12. تشکر کنیم و وعده دهیم که نسخه‌ای از مصاحبه را برایش بفرستیم و به وعده‌ی خود عمل کنیم؛
13. نام مصاحبه شونده، سمت و تاریخ مصاحبه را در فهرست گزارش خود بیاوریم.
ب) پرسشنامه: پرسشنامه، برگ یا برگه‎هایی است با سوالهای تنظیم شده، که گروهی ویژه آنرا تکمیل می‌کنند و به طور معمول نامه‌ای به همراه دارند که درباره‌ی نحوه‌ی تنظیم آن توضیح می‌دهد.
نکاتی که باید در پرسشنامه رعایت کرد:
1. جای کافی برای پاسخ باشد؛
2. سعی شود که پرسشنامه کوتاه و مختصر باشد؛
3. پرسشها از آسان شروع و تدریجا به سوالهای دشوار برسد؛
4. پرسشها واضح و روشن باشد؛
5. دادن پاسخ به سوالات مربوط به امور خصوصی، آزاد باشد؛
6. تمام پرسشها با یک روش منطقی به هم مربوط باشند.

III. روش تحقیق کتابخانه‌ای
در این روش، پژوهشگر بررسی و تحقیق خود را از راه مطالعه ماخذ و مراجع گوناگون اعم از کتاب یا نوشتههای اینترنت انجام می‌دهد. دو منبع عمده در این روش وجود دارد:
الف) منابع اینترنتی(دیجیتال)
در دهههای اخیر بسیاری از اطلاعات دست اول در صفحات وب بصورت دیجیتال منتشر می‌شود. انتشار مطالب و استفاده از منابع اینترنتی بسیار آسان و کم هزینه است. بنابر این باید در گزینش و استفاده از این منابع نهایت دقت را داشته باشیم. برای استفاده از این منابع ذکر نکاتی بصورت مختصر لازم و ضروری است:
موتورهای جستجو مهمترین ابزارهایی هستند که با کمک آنها می‌توان با جستجوی موضوعهای مختلف با استفاده از یک واژه، یک عبارت یا یک جمله منابع مختلفی را شناسایی و مورد استفاده قرار داد.
در استفاده از منابع اینترنتی توجه به سایت و منبع خبر و اطلاعات شرط لازم در یک تحقیق سالم است. سایتها و منابع مختلف اینترنتی به صورت تخصصی به موضوعهای گوناگون می‌پردازند. طبیعتا سایتهای تخصصی معتبر منابع خوبی برای تحقیق بشمار می‌روند.
ب) منابع نوشتاری و کتابخانهای
برای دستیابی به مراجع، ماخذ و منابع مختلف کتابخانه‌ای و نحوه‌ی استفاده از آنها باید به نکات زیر توجه داشت:
I. در همه‌ی کتابخانههای معتبر، مشخصات کتاب را روی سه برگه به شرح زیر می‌نویسند:
الف) برگه‌ی مولف؛
ب) برگه‌ی عنوان یا نام کتاب؛
ج) برگه‌ی موضوع.
این برگهها به صورت الفبایی تنظیم شده و بوسیله‎ی هر یک از آنها می‌توان کتاب مورد نظر خود را بدست آورد. به عبارت دیگر اگر ما تنها یکی از سه مشخصه‎ی بالا را درباره‌ی کتابی بدانیم، می‌توانیم آن را پیدا کنیم. مثلا اگر درباره‌ی کتاب تاریخچه‌ی تحولات عقاید اقتصادی تنها نام کتاب را بدانیم یا نام مولف که دکتر علی اکبر مدنی است برای ما معلوم باشد و یا فقط بدانیم که آن در موضوع اقتصاد است، می‌توانیم آن کتاب را از روی برگه‌ی مربوط بدست آوریم.
امروز در بیشتر کتابخانهها، هر یک از این برگههای سه‌گانه در برگه‌دانها یا قفسههای مستقل و جداگانه قرار داده شده و برای هر دسته، فهرست الفبایی مستقلی ترتیب یافته است. برای پیدا کردن کتابی که نام مولف آن را می‌دانیم باید به قفسه‌ی نام مولف مراجعه کنیم و برای کتابی که موضوع یا عنوان آن را می‌دانیم باید به برگه‌دان موضوع یا عنوان مراجعه نماییم.
در برخی از کتابخانهها این سه دسته برگه یکجا، الفبایی شده است. یعنی همه‌ی برگههای سه‌گانه‌ی نام مولفان، نام کتابها و موضوع کتابها به ترتیب الفبایی دنبال هم قرار داده شده‌اند، مثلا سه برگه تحت عنوان "آریایی"، "آریاییها، "آریاییهای هند" را دنبال هم می‌بینیم که اولی نام مولف کتابی است و دومی موضوع یکدسته از کتابها و سومی عنوان کتاب مخصوصی است.
II. در همه‌ یا بیشتر کتابخانههای مهم، فهرست کتب و نشریات و رسالات موجود در آن کتابخانه با ذکر مشخصات، محتوا، موضوع و مولف هر یک به صورت کتاب و جزوه چاپ می‌شود و در دسترس مراجعین قرار می‌گیرد و نیز نسخه‌ای از آن به کتابخانهها و مراجع و مراکز انتشاراتی و تحقیقی معتبر فرستاده می‌شود. محقق و گزارش‎نویس می‌تواند با مراجعه به یک کتابخانه، فهرستنامه‌ی آن کتابخانه را بگیرد و کتاب یا نشریه‌ی مورد نیاز خود را در صورتی که در آنجا موجود باشد مطالعه کند و اگر در آن کتابخانه نباشد و یا مطالب مندرج در آن ماخذ را کافی نبیند، می‌تواند فهرستنامههای کتابخانههای مختلف را در آن کتابخانه مرور کند و منابع و ماخذ مورد نیاز خود را از هر کتابخانه‌ای که مراجعه بدان برایش آسانتر است بدست آورد.
III. یکی دیگر از راههای استفاده از منابع مختلف از تحقیق، توجه به فهرست ماخذ متن مورد مطالعه است؛ بدین معنی که اگر به طور مثال در زمینه‌ی اقتصاد خارجی تحقیق می‌کنیم و مطالب کتابی که در دست مطالعه است، برای تحقیق ما کافی نیست، می‌توانیم از روی فهرست ماخذ آن، به دیگر متون منابع مراجعه و رفع اشکال کنیم.
IV. ارزش هر کتاب یا نوشته‌ی تحقیقی دیگر، بیشتر بر اساس موازین زیر است: الف) دقت نویسنده؛ ب) تازگی مطالب؛ پ) وسعت و دامنه‌ی بحث؛ ت) اعتبار و شهرت نویسنده؛ ث) متناسب بودن مطالب کتاب با موضوع تحقیق؛ ج) معیارهای علمی ‌کتاب نظیر آمار و ارقام و نمودار و ...؛ چ) داشتن فهرستهای لازم، مانند فهرست مندرجات، ماخذ، اعلام، تصاویر و جز آن.
V. اگر از کتابی نسخه‌ای چند در دسترس باشد باید نسخه‌ای را برای مراجعه انتخاب کرد که حتی الامکان دقیق و صحیح باشد که اگر نسخه‌ی جدید و قدیم داشته باشد باید نسخه‌ی جدید و چاپ انتقادی را مقدم داشت. در این مورد می‌توان از استادان و کتابداران مدد گرفت. همچنین اگر درباره‌ی مطلب مورد تحقیق، دو یا چند ماخذ موجود باشد باید از ماخذی که دست اول یامعتبر است استفاده کرد.
پس از بدست آوردن کتاب یا نشریه‌ی مورد نیاز، نخستین کاری که باید بکنیم مراجعه به "فهرست مطالب و مندرجات" است تا از روی آن بدون اتلاف وقت، به مطالعه‌ی بخش یا فصل مربوط بپردازیم.
در ضمن برخی از کتابها "اندکس" یعنی فهرست موضوعی دارند و از روی آن به وجه آسانتری می‌توان مطالب لازم را پیدا کرد.
VI. اگر تحقیق درباره‌ی موضوعی، از چند ماخذ و متن صورت می‌گیرد باید همه‌ی مطالب استخراج شده را به دقت مورد مطالعه و بررسی و مقایسه قرار داد و نکات و مضامین تکراری را حذف و بقیه را با رعایت اولویت‌ها و نظم و تسلسل منطقی و علمی، تنظیم و تلفیق کرد.
VII. هر پژوهشگر باید برای مساله مورد تحقیق خود آرشیو کوچکی ترتیب دهد تا در مواقع ضرورت از آن استفاده کند. مثلا کسی که درباره‌ی بودجه مطالعه و تحقیق می‌کند لازم لاست تمام مقالات و کتابها و مجلات مربوط به بودجه را در اختیار داشته باشد و از سوی دیگر برای بدست آوردن آخرین مقالات و اخبار مربوط به آن باید با سازمانی که به امر برنامه و بودجه‌ می‌پردازد در تماس باشد.
VIII. در هنگام مطالعه توجه به نکات ذیل لازم است:
الف) بررسی و تجزیه تحلیل مطالب مورد نظر به دقت؛
ب) مطالعه‌ی دقیق‌تر نکات مهم و اگر موفق به درک و کشف آنها نشدیم از افراد مطلع کمک بخواهیم؛
ج) در مسایلی که تردید داریم چند منبع را مقایسه کنیم؛
د) پیشنهادهایی که در هنگام مطالعه به نظر مهم می‌آید یادداشت کنیم؛
هـ) نکاتی را که درباره‌ی تلخیص و یادداشت‎برداری ضمن مطالعه توصیه می‌شود به‌کار بندیم.
و) مهمترین نکته‌ای که در هنگام مطالعه باید به آن توجه کنیم یادداشت‎برداری است که به خاطر اهمیتش به‌صورت مفصل به آن می‌پردازیم.

یادداشت برداری

به طور معمول برای کسب اطلاعات و افزایش معلومات به خواندن کتاب می‌پردازیم. واضح است که حافظه‌ی ما نمیتواند برای مدت درازی مطالب و آموختهها را در خود نگه‌دارد و مطالب پس از مدتی به زوایای ذهن می‌رود و گاهی به کلی فراموش می‌گردد. خواننده‌ی دقیق و دانش‌دوست، روشی را برمی‎گزیند که علاوه بر بهره و سودی که از مطالعه خود می‌برد، از این راه گنجینه‌ای نیز فراهم سازد که در موقع ضرورت، به مدد آن بتواند نوشته یا مقاله‌ای را عرضه کند و در موقع تدوین مطلبی مجبور به مرور و مطالعه مجدد و سیر در منابع و ماخذ نباشد.
وقتی به مطالعه‌ی کتابی می‌پردازیم قلم و کاغذی آماده می‌کنیم و زیر عبارتهایی که مورد توجه و نیاز است با مداد خط می‌کشیم یا در حاشیه کتاب، کنار هر برگ یا جمله، علامت می‌گذاریم. بدین طریق بندهای مورد نظر خود را مشخص کرده، پس از اینکه مطالعه کتاب به پایان رسید، آنچه را قابل ضبط و یادداشت است، روی برگههایی به‌اندازه‌ی تقریبی 8 در 12 سانتیمتر، روی یک طرف برگه، ضبط می‌کنیم. برای نقل مستقیم مطالب، باید به قواعد ضبط و یادداشت‎برداری توجه کنیم. بدین معنی که عبارتهایی را که عینا از ماخذی نقل می‌شود، داخل گیومه بگذاریم و در پایان نقل، مشخصات ماخذ خود را به‌طور دقیق ثبت کنیم. چنانچه در این کار سهل‎انگاری شود، هم ناچار خواهیم شد با صرف وقت زیادتر و مرور مجدد نسبت به اصلاح برگهها اقدام کنیم و هم متهم به عدم رعایت امانت شده که فکر و سخن دیگری را عیناً به نام خود آورده‎ایم. نیز این عمل، نوعی سرقت ادبی و علمی است.
در کارهای تحقیقی، پژوهشگر ابتدا "عنوان تحقیق" را در بالای برگه یادداشت می‌کند. به عنوان مثال کسی که می‌خواهد درباره‌ی "شیلات ایران" تحقیق کند، اگر در منبعی به مطلبی درباره‌ی "خاویار" برخورد کند، ابتدا در بالای برگه، در سمت راست، کلمه "خاویار" را می‌نویسد و زیر آن خطی می‌کشد و سپس مطلب خود را روی برگه می‌نویسد و در پایان، صفحه و سطر و سایر مشخصات منبع مورد استفاده را قید می‌کند. چنانچه در باب صید و صدور خاویار نیز به مطلبی برخورد، می‌تواند بالای همان برگه کلمه‌ی "صید و صدور" را هم درج نماید و یا آن را روی برگه‌ی جداگانه‌ای بنویسد. نویسندگان موفق، برای هر قسمت از پژوهش خود، برگههای جداگانه‌ای تهیه می‌کنند و سپس آنها را دسته‌بندی می‌نمایند. چون به مرور زمان برگههای نوشته شده افزوده می‌شود، دسترسی به مطلب مورد نظر نیز به سهولت انجام نمیگیرد؛ از این رو لازم است از آغاز کار آنها را به ترتیب الفبایی مرتب کنیم و همین شیوه را در ادامه‌ی کار نیز دنبال نماییم.
انتخاب اندازه‎ی کاغذ بستگی به موضوع و نوع یادداشت دارد. برای ضبط بیت یا سخن حکمت آمیز، از برگه کوچک بهره می‌گیریم اما در مورد شرح حال یک شاعر از کاغذهایی نظیر کاغذ A4 نیز می‌توان استفاده کرد و به شیوه‌ای که در مورد برگهها گفته شد آنها را به ترتیب الفبایی مرتب نمود.
یادداشتها باید صحیح و کامل باشد. بدین معنی که ضمن رعایت اختصار و کوتاهی، در بردارنده‌ی کل مطالب مورد نظر باشد و همه‌ی آنها را بیاد آورد. مطالب اضافی، کار شروع نگارش را مشکل‌تر و پیچیده‌تر می‌کند. هر چه میزان اطلاعات محدودتر باشد کار شروع نوشتن راحت‌تر انجام می‌گیرد. با این حال باید بدانیم که اطلاعات اندک و ناقص هم، خوب نیاز ما را برآورده نمیسازد.
هنگام یادداشت مطلب باید مشخص کرد که از کدام شیوه و صورت ضبط پیروی شده است: خلاصه، نقل قول یا تفسیر. به طور معمول از نقل قول مطالب صرف نظر می‌شود و پژوهشگر مطالب را خلاصه و به زبان و سبک خود می‌نویسد؛ اما در موارد مهم یا گفتههای گیرا و جذاب باید از شیوه‌ی نقل قول استفاده شود. این گونه یادداشتها باید خوانا و تمیز و کامل باشد. در سایر موارد، یادداشت‌برداری به شیوه‌ی تفسیری انجام می‌گیرد تا مطالب با کلمات و لغات خود پژوهشگر آمیخته و بیان شود و یک دست بودن نوشته حفظ گردد.
فصل ششم:
علایم نشانه‌گذاری

در گفتار، در خلال صحبت مکث کرده و یا کلماتی را با تاکید و فشار بیشتری ادا کرده، علاوه بر آواهای زبان، از حرکات دست، صورت و چهره برای بیان مفاهیم نیز استفاده میکنیم. همچنین با تغییر آهنگ و لحن صدای خود مفاهیم خبری، پرسشی، تعجبی و غیره را به مخاطب خود القا می‌نماییم. این ویژگی در نوشتار به چه صورتی باید نگارش و نشان داده شود؟
حدود یک قرن است که در زبان فارسی با تاثیر از نوشتههای اروپایی برای رفع این مشکل، علایم نشانه‌گذاری رایج و متداول گردید. این نشانهها باعث سهولت در خواندن، ابهامزدایی از مفاهیم مورد بحت و صراحت و روشنی معنای جملات را باعث شد. ما باید در استفاده و بکار بردن آنها، نهایت دقت را داشته باشیم و حد اعتدال را رعایت کنیم. نشانههای معمول و متداول نشانه‎گذاری در زبان فارسی به قرار زیر است:
v ویرگول "، ": ویرگول، کاما یا درنگ‌ما نشانهی مکثی کوتاه است و آن را اغلب در موارد زیر به‌کار می‌برند:
_ در بین عبارات و جملههای غیرمستقلی که با هم در حکم یک جمله کامل باشد، مانند:
بخشش لازم نیست، اعدامش کنید!
آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است.
_ برای جدا کردن عطف بیان، بدل، جملات و عبارتهای توضیحی و توصیفی، عبارتهای دعایی و جملات معترضه، مانند:
فردوسی، شاعر حماسه سرای ایران، در قرن چهارم می‌زیست.
امیر مسعود، رضی‌الله عنه، از هرات قصد بلخ کرد.
دی، که پایش شکسته باد، برفت؛ گل، که عمرش دراز باد، آمد.
همه دانشجویان، جز آرش، در امتحان شرکت کردند.
در این مورد، به جای دو ویرگول می‌توان از خط تیره یا پرانتز استفاده کرد.
_ در موردی که چند کلمه دارای اسناد واحدی باشند، برای جلوگیری از تکرار حرف عطف "و"، مانند:
علی، حسن و احمد پسران بویه‌ی دیلمی بودند.
تقوا، درستی، پاکدامنی، امانتداری و رازداری سرلوحه‎ی کار ما ست.
رنگهای قرمز، سبز، آبی و بنفش رنگهای شادی هستند.
_ برای جدا کردن بخشهای مختلف یک نشانی، ماخذ یا مرجع، مانند:
تهران، خیابان دکتر علی شریعتی، کوچه اقاقیا، شماره 70.
احمدی گیوی؛ دکتر حسن، دکتر اسماعیل حاکمی و دیگران، زبان و نگارش فارسی، تهران، انتشارات سمت، 1374.
_ در میان دو کلمه که در گفتار با مکث بیان می‌شود و احتمال آنکه خواننده با کسره‎ی اضافه بخواند، مانند:
هر که به طاعت از دیگران کم است و به نعمت، بیش، به صورت، توانگر است و به معنی، درویش. لازم به ذکر است که با وجود واو عطف و یا کلماتی از قبیل "اما"، "ولی"، "اگر"، "که" و از این قبیل، نیازی به ویرگول و نقطه نخواهد بود.
v نقطه ". ": نشانه‎ی مکث کامل بوده و آن را اغلب در موارد زیر به‌کار می‌برند:
_ در پایان جملههای خبری و کامل، مانند:
دیروز عملیات ساختمانی مترو مشهد آغاز شد.
_ بعد از شماره‎ی ردیف و یا حروف ابجد نیز حروفی که به عنوان نشانه یا علامت اختصاری به‌کار رفته باشد، [1] مانند:
1. 2. 3. 4.
الف. ب. ج. د.
ارسطو در سال 322 ق. م. در گذشت.
v نقطه ویرگول "؛": نشانه‎ی مکث و درنگی است طولانی‌تر از ویرگول و کوتاه‌تر از نقطه و آن را اغلب در موارد زیر به‌کار می‌برند:
_ برای جدا کردن جملهها و عبارتهای متعدد یک کلام طولانی که به ظاهر مستقل اما در معنی به یکدیگر وابسته و مربوط باشند و جملات پیرو که توضیح دهنده‎ی علت، چگونگی و ... باشد، مانند:
احمق را ستایش خوش آید؛ چون لاشه که در کعبش دمی، فربه نماید.
حجم کارم امروز بیشتر از هر روز دیگر بود؛ به طوری که مجبور شدم تا دیر وقت بیدار بمانم.
v دو نقطه ":": این نشانه مفهوم "یعنی و معادل" را داشته و برای شرح، برشمردن و توضیح بیشتر مطالب کاربرد دارد و آن را اغلب در موارد زیر به‌کار می‌برند:
_ پیش از نقل قول مستقیم، مانند: [2]
استاد از دانشجو پرسید: آیا کتاب را خوانده ای؟
سعدی می‌گوید: "هر که سخن نسنجد، از جوابش برنجد."
_ توضیحات در مورد یک جمله، کلمه، یا عبارت و نیز نشان دادن ساعت کار، ساعت حرکت، تاریخ، آدرس و مانند آن:
آن سال برای من سال خوبی بود: در آزمون سراسری دانشگاه پذیرفته شدم.
هکمتانه: همدان کامپیوتر: رایانه اصرار: پافشاری
محقق: م. معین ساعت کار: 6 - 4 تاریخ: 1/2/1383
_ بعد از عبارتهایی مانند:
مثال: عبارتند از: به ترتیب زیر:
v گیومه " " یا ' ' یا « » یا < >: برای برجسته نشان دادن و نشاندار کردن یک متن، جمله، عبارت، کلمه یا یک حرفِ خاص و نیز عبارت نقل قول مستقیم، مانند:
کلمه "کولتور" فرانسوی یا "کالچر" انگلیسی را در فارسی، معادل "فرهنگ" دانسته‎اند.
لقمان را گفتند: "ادب از که آموختی؟" گفت: "از بی‌ادبان!"
برای برجسته نمودن و نشاندار کردن، علاوه بر گیومه _که شکلهای گوناگون دارد_ از ترفندهای دیگری چون زیر خط دار کردن (Underline)، مورب نوشتن (En italic)، رنگی نوشتن و تغییر ضخامت و نوع قلم می‌توان استفاده کرد.
v علامت سوال "؟": در انتهای جملات و عبارتهای پرسشی مستقیم و عبارتهایی که از مخاطب انتظار پاسخ داریم:
در مواجهه با مشکلات چه روشی را انتخاب می‌کنید؟
کدام رنگ را می‌پسندید، سبز یا آبی؟
_ نیز نشان دادن تردید و ابهام در مورد درستی آمار و ارقام نیز درستی یک مطلب:
برخی تاریخ درگذشت سنایی را سال 525 هجری (؟) ثبت کرده‎اند.
_ در پایان جملات پرسشی غیر مستقیم نیز جملاتی که انتظار پاسخ از مخاطب نداریم، از علامت سوال استفاده نمی‌شود:
استاد از دانشجو پرسید که آیا کتاب را خوانده است.
همه میدانستند که در نامه چه کسی مورد خطاب است و مضمون و محتوای آن چیست.
v نشانه‎ی تعجب "!": این نشانه بیان کننده‎ی حالتهای مختلف روحی، عاطفی و احساسی از قبیل تعجب، شگفتی، تحسین، امر و نهی، تهدید، آرزو، دعا، تاسف، شک و تردید و مانند آن است:
چه هوایی! دست مریزاد! آفرین! مواظب باش! آه! وای بر من! پایدار باشی!
v خط فاصله "_": برای جداکردن عبارتهای توضیحی، بدل و جملات معترضه از کلام اصلی نیز نشان دادن فاصله زمانی و مکانی، پیوستن برخی عبارتهای ترکیبی و بعد از شماره‎ی ردیفِ اعداد و حروف، مانند:
بوستان سعدی _که دارای 10 باب است_ در سال 655 هجری سروده شده است.
از ساعت 6_4
قطار تهران_مشهد
روزنامه اجتماعی_فرهنگی
v سه نقطه "...": برای نشان دادن کلمه، جمله، پاراگراف یا بخشی از نوشته که حذف شده است. محل قرار گرفتن سه نقطه نشان دهنده‎ی میزان و موقعیت بخش حذف شده است:
... به این دلیل بود که از ادامه‎ی راه منصرف شدم.
گلهای رُز، شب‌بو، همیشه‌بهار و ... در بهار شکوفا می‌شوند.
v پرانتز "()": برای معنی کردن، تبیین، توضیح و ارایه اطلاعات بیشتر در مورد یک کلمه، جمله یا عبارت نیز ذکر ماخذ، نام کتاب یا نویسنده کاربرد دارد:
شاهکار فردوسی (شاهنامه) شهرت جهانی دارد.
بلدیه (شهرداری) عدلیه (دادگستری)
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود (فردوسی)
----- پاورقی ------------------------
[1] . در این مورد از خط تیره، دونقطه یا پرانتز نیز می‌توان استفاده کرد.
[2] . در جملات پرسشی غیر مستقیم از علامت سوال، دو نقطه و گیومه استفاده نمی‌شود: استاد از دانشجو پرسید که آیا کتاب را خوانده است.